السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
459
تفسير الميزان ( فارسي )
است . و نظير اين تعبير در جاى ديگر قرآن نيز آمده و آن آيه « وَتَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ » « 1 » است كه مىفرمايد : رزقى را كه خدا به شما داده علت تكذيب خدا و آيات او قرار مىدهيد ، با اينكه طبعا مىبايستى رزق خدا باعث شكر نعمت او در شما بشود ، هم چنان كه بعضى از مفسرين نيز گفتهاند كلمه « بدل » در آيه در تقدير است و تقدير آيه : « و تجعلون بدل شكر رزقكم » است . ضميرى كه در « من فضله » است به خداى سبحان برمىگردد . صاحب مجمع البيان گفته : اگر نفرمود « من فضلهما - از فضل خدا و رسول » براى اين بوده كه پاس عظمت خداى تعالى رعايت شود ، و با اسم او اسم كس ديگر جمع نشود و به همين جهت رسول خدا ( ص ) وقتى مىشنود كه گوينده اى مىگويد : « اى مردم هر كس خدا و رسول را اطاعت كند هدايت يافته و هر كس آن دو را نافرمانى كند گمراه شده است » ناراحت مىشود و مىفرمايد تو چه بد خطيبى هستى براى مردمت ؟ پرسيد : يا رسول اللَّه ! پس چطور مىبايستى بگويم . فرمود : بگو « و هر كس خدا و رسول را نافرمانى كند » نه اينكه بگويى « هر كس آن دو را » ، مگر نديدى كه در قرآن كريم خداى سبحان اينطور فرموده : « وَاللَّه وَرَسُولُه أَحَقُّ أَنْ يُرْضُوه » . بعضى ديگر در جواب اينكه چرا نفرمود « من فضلهما » گفتهاند : براى اينكه فضل خدا از خود خداست ، ولى فضل رسول خدا ( ص ) از خودش نيست ، فضل او هم از خداست ، پس همه فضلها از خداست « 2 » . البته در اين ميان غير از مساله تعظيم خداى سبحان نكته ديگرى نيز هست كه ما در تفسير آيه « لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّه ثالِثُ ثَلاثَةٍ » « 3 » . در جلد ششم اين كتاب به آن اشاره نموديم ، و آن اين بود كه وحدت خداى سبحان از جنس وحدت عددى نيست تا صحيح باشد با يك وحدت ديگرى عدد ديگرى را بنام « دو » تشكيل دهد . سپس خداى تعالى براى اين منافقين بيان مىكند كه با همه اين گناهان مهلكه و كفر صريح و تصميمى كه به آن موفق نشدند اگر بسوى پروردگار خود بازگشت كنند خداوند توبه شان را مىپذيرد ، و نيز عاقبت امر اين توبه و عاقبت اعراض از آن را بيان داشته و فرموده :
--> ( 1 ) ( و بجاى استفاده از قرآن ) بهره خود را تكذيب آن قرار مىدهيد . سوره واقعه آيه 82 ( 2 ) مجمع البيان ج 5 ص 52 ( 3 ) به تحقيق كافر شدند آنهايى كه گفتند خداوند سومى سه كس است . سوره مائده آيه 73